شايد آن روز كه سهراب نوشت :
تا شقايق هست زندگي بايد كرد ...
خبري از دل پر درد گل ياس نداشت
بايد اینگونه نوشت :
چه شقايق باشي
چه گل پيچك و ياس
زندگي اجبار است ...
|
دل تان را از سینه در آورید و در هاون آنقدر بكوبید تا با خاك یكسان شود....چرا كه عاشق باید خاكی باشد! قبل از هر چیز...پودر حاصل را چندین بار از صافی رد كنید....فراموش نكنید كه عاشق باید خالص باشد! سپس آنرا، بدون افزودن روغن، در ماهیتابه ریخته و روی حرارات مستقیم اجاق قرار دهید....به خاطر داشته باشید كه عاشق باید دل سوخته باشد! در ظرفی دیگر اندكی صبر و امید بریزید ...سپس خوب هم بزنید تا یكدست شود ...محلول حاصل را بچشید و دقت كنید صبرش زیاد نباشد....عاشق باید صبورانه عجول باشد! به صبر و امیدتان ...یك گالن شادی و لبخند بیافزایید....بر عكس تصور عموم ، عاشق باید راضی باشد!
هر از چند گاهی سری به دل سوخته تان بزنید....گداخته كه شد....محلول فوق را به آن بیافزاید و در ماكروفر بگذارید.... دستگاه را روی بالاترین توان تنظیم كنید...عاشق باید پرتوان باشد!
آنگاه صبر كنید تا خوب بپزد....عاشق باید پخته باشد! با این حال ،همواره به خاطر داشته باشید كه آنرا از دسترس بزرگسالان دور نگهدارید....عاشق باید در عین پختگی ، بچه باشد!
وقتی آماده شد ...رویش را خوب با وجدان و عقل بپوشانید تا از هجوم هوس دور بماند...عاشق باید عاقلانه انسان باشد!
اگر مایل بودید می توانید آنرا با گلبرگهای سكوت تزیین كنید.... در این صورت بهتر است با دسر عمل سِروش كنید...عاشقِ ساكت باید اهل عمل باشد! و سر آخر......آنرا آشكارا خیرات كنید.....عاشق باید از همه چیز و همه كس فارغ باشد!
|
نوشته شده توسط سعید در چهارشنبه 2 مرداد1387 ساعت 14 موضوع | لینک ثابت

قشنگ ترین صدای زندکی تپش قلب توست![]()
با شکوه ترین روز دنیا روز تولد توست![]()
پس برای من بمان و بدان که عاشقانه دوستت دارم![]()
۴ تیر روز تولد دخت پیامبر اسلام به تمام مادران دنیا مبارک باد......![]()
نوشته شده توسط سعید در شنبه 1 تیر1387 ساعت 20 موضوع | لینک ثابت
شايد آن روز كه سهراب نوشت :
تا شقايق هست زندگي بايد كرد ...
خبري از دل پر درد گل ياس نداشت
بايد اینگونه نوشت :
چه شقايق باشي
چه گل پيچك و ياس
زندگي اجبار است ...
نوشته شده توسط سعید در شنبه 1 تیر1387 ساعت 15 موضوع | لینک ثابت
يک شبي مجنون نمازش را شکست
بي وضو در کوچه ليلا نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
سجده اي زد بر لب درگاه او
پر زليلا شد دل پر آه او
گفت يا رب از چه خوارم کرده اي
بر صليب عشق دارم کرده اي
جام ليلا را به دستم داده اي
وندر اين بازي شکستم داده اي
نشتر عشقش به جانم مي زني
دردم از ليلاست آنم مي زني
خسته ام زين عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن
مرد اين بازيچه ديگر نيستم
اين تو و ليلاي تو ... من نيستم
گفت: اي ديوانه ليلايت منم
در رگ پيدا و پنهانت منم
سال ها با جور ليلا ساختي
من کنارت بودم و نشناختي
عشق ليلا در دلت انداختم
صد قمار عشق يک جا باختم
کردمت آوارهء صحرا نشد
گفتم عاقل مي شوي اما نشد
سوختم در حسرت يک يا ربت
غير ليلا برنيامد از لبت
روز و شب او را صدا کردي ولي
ديدم امشب با مني گفتم بلي
مطمئن بودم به من سرميزني
در حريم خانه ام در ميزني
حال اين ليلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بيقرارت کرده بود
مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو ليلا کشته در راهت کنم
نوشته شده توسط سعید در پنجشنبه 30 خرداد1387 ساعت 16 موضوع | لینک ثابت
عزیزم گریه نکن گریه تو درد منه
میخوام برات بمیرم این آخرین حرف منه
بیا این قلبم مال تو دیگه از جونم چی میخوای
تنهام نزار نرو عزیزم موندن تو تنها نیاز منه
نوشته شده توسط سعید در چهارشنبه 22 خرداد1387 ساعت 19 موضوع | لینک ثابت
عشق نمي پرسه تو کي هستي؟ عشق فقط ميگه: تو ماله مني .
عشق نمي پرسه اهل کجايي؟ فقط ميگه: توي قلب من زندگي مي کني .
عشق نمي پرسه چه کار مي کني؟ فقط ميگه: باعث مي شي قلب من به ضربان بيفته .
عشق نمي پرسه چرا دور هستي؟ فقط ميگه: هميشه با مني .
عشق نمي پرسه دوستم داري؟ فقط ميگه: دوستت دارم
نوشته شده توسط سعید در یکشنبه 18 فروردین1387 ساعت 15 موضوع | لینک ثابت

ای شمع آهسته بسوز که شب دراز است
ای اشک آهسته بریز که غم زیاد است
نوشته شده توسط سعید در یکشنبه 18 فروردین1387 ساعت 15 موضوع | لینک ثابت
:گویند که مکتب عشق را ۱۰کلاس است
نگاه
عشق
مهر و محبت
عاطفه و احساس
دوستی
خواستن
بوسه
ازدواج
زندگی
...مرگ
نوشته شده توسط سعید در یکشنبه 18 فروردین1387 ساعت 15 موضوع | لینک ثابت

خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ... خيلي سخته که عزيزترين
کست ازت بخواد فراموشش کني ... خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون
حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني
که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني
، بعد بفهمي دوست نداره ... خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي ،
اما اون بگه...به خدا من دیگه نمیدونم چی بگم یکم شما کمکم کنید دیگه نمیتونم این لحظاتو
تحمل کنم خیلی برام
درد ناکه
نوشته شده توسط سعید در دوشنبه 13 اسفند1386 ساعت 19 موضوع | لینک ثابت
باز با من سخن از عشق بگو اي سراپا همه خوبي و صفا من چو ماهي كه ز دريا دور است و شن گرم كنار ساحل پيكرش را گور است موج اميد و وفا مي خواهم من تو را مي خواهم من چو گل كه با اشك شب و لبخند سحر محتاجست به تو روشنگر جان محتاجم به تو همچون خورشيد و به هر قصه ي عشق كه بگويي با دل چون هوا محتاجم................................
نوشته شده توسط سعید در چهارشنبه 17 بهمن1386 ساعت 18 موضوع | لینک ثابت
به کودکی گفتند : عشق چیست ؟
گفت : بازی
به نوجوانی گفتند : عشق چیست ؟
گفت : رفیق بازی
به جوانی گفتند : عشق چیست ؟
گفت : پول و ثروت
به پیرمردی گفتند : عشق چیست ؟
گفت : عمر
به عاشقی گفتند : عشق چیست ؟
گفت:...........
اگر شما عاشق هستی،این ....... را پر کن
نوشته شده توسط سعید در چهارشنبه 17 بهمن1386 ساعت 18 موضوع | لینک ثابت
آیینه پرسید که چرا دیر کرده است
نکند دل دیگری او را اسیر کرده است
خندیدم و گفتم او فقط اسیر من است
تنها دقایقی چند تاخیر کرده است
گفتم امروز هوا سرد بوده است
شاید موعد قرار تغییر کرده است
خندید به سادگیم آیینه و گفت
احساس پاک تو را زنجیر کرده است
گفتم از عشق من چنین سخت مگوی
گفت خوابی٬سال ها دیر کرده است
در آیینه به خود نگاه میکنم٬آه!
عشق تو عجیب مرا پیر کرده است
راست گفت آیینه که منتظر نباش
او برای همیشه دیر کرده است
نوشته شده توسط سعید در سه شنبه 9 بهمن1386 ساعت 15 موضوع | لینک ثابت

هنر شمشیر آن است که یکی را دو تا می کند ولی هنر عشق آن است که دو تا را یکی می کند
نوشته شده توسط سعید در سه شنبه 11 دی1386 ساعت 18 موضوع | لینک ثابت
غنچه با دلی گرفته گفت :
زندگی
لب ز خنده بستن است
گوشه ای درون خود نشستن است
گل به خنده گفت :
زندگی شکفتن است
با زبان سبز راز گفتن است
گفت و گوی غنچه و گل از درون باغچه باز هم به گوش می رسد
تو چه فکر می کنی؟
راستی کدام یک درست گفته اند؟
من که فکر می کنم!
گل به راز زنگی اشاره کرده است
هر چه باشد او گل است
گل یکی دو پیرهن بیشتر از غنچه پاره کرده است
نوشته شده توسط سعید در شنبه 1 دی1386 ساعت 0 موضوع | لینک ثابت
بگیر این گل از من یاد بودی
که تنها لایق این گل تو بودی
فراوان امدند این گل بگیرند
ندادم چون عزیز من تو بودی
نوشته شده توسط سعید در جمعه 23 آذر1386 ساعت 21 موضوع | لینک ثابت

ازگل پرسيدم محبت چيست؟؟
گفت: ازمن زيباتراست
از آفتاب پرسيدم محبت چیست؟؟
گفت: ازمن سوزانتراست
ازشمع پرسيدم محبت چيست؟؟
گفت: ازمن عاشقتراست
ازخوده محبت پرسيدم محبت چیست ؟؟
گفت: تنهايک نگاه است
نوشته شده توسط سعید در جمعه 9 آذر1386 ساعت 20 موضوع | لینک ثابت
هر كسي آمد به بخت زشت ما خنديد و رفت
هر كه آمد تكه اي از مهر ما بلعيد و رفت
خواستم خود را به تيغ مرگ بسپارم شبي
نوبت مردن كه شد يار آمد و رقصيد و رفت
نوشته شده توسط سعید در پنجشنبه 1 آذر1386 ساعت 15 موضوع | لینک ثابت

بر سنگ قبر من بنویسید خسته بود
اهل زمین نبـود نمـازش شکســته بود
بر سنگ قبــر من بنویسید پاک بود
چشمان او که دائماً از اشک شسته بود
بر سنگ قبر من بنویسید این درخت
عمری برای هر تبر و تیشه دسـته بود
بر سنگ قبــر من بنویسـید کل عمر
پشـت دری مــانـده بـود کـه بســته بـود
نوشته شده توسط سعید در پنجشنبه 1 آذر1386 ساعت 15 موضوع | لینک ثابت
گفتم زندگي چند بخش است؟؟
گفت:: دو بخش
گفتم كدامند؟؟
گفت : كودكي، پيري
گفتم: پس جواني چه شد؟؟؟
گفت : با عشق ساخت...... با بي وفايي سوخت..... با جدايي مرد
نوشته شده توسط سعید در چهارشنبه 30 آبان1386 ساعت 15 موضوع | لینک ثابت
![]() |
| دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدو |